تبليغاتX
سلام سینما - بزرگ آرزوهای کوچک
 
سينما گستره آن چيزهايی است كه توضيح ناپذيرند (روبر برسون) ### فيلمها ادامه دهنده دوران كودكی اند و هر كسي با توسل به آنها می خواهد آزادتر، قدرتمندتر و جذاب تر باشد. (مارلون براندو) ### من قهرمان ناقص فيلم زندگي خودم هستم. (رابرت ردفورد) ### انسان زماني به بلوغ می رسد كه طعم تنهايی را چشيده باشد. (پل نيومن) ### بهترين فيلم من لبخند من است و لبخندها خدا را ستايش می كنند. (جك نيكلسون) ### درخشان ترين تاجی كه اشخاص بر سر می نهند در آتش كوره ها گداخته می شود. (چارلي چاپلين) ### ستاره شدن معادل با آزادی است و اين تنها معادله ‌ای است كه اهميت ندارد. (داستين هافمن) ### استعداد آدم ها در نوع انتخابهای آنها جلوه مي كند. (رابرت دنيرو) ### اگر خلقت آفرينش توصيف ناپذير است، چرا خدا بايد از ما بخواهد كه در برابرش زانو بزنيم؟ (لارس فن ترير) ### سينمای خوب چيزی است كه ما توانايی باور كردنش را داشته باشيم و سينمای بد چيزی است كه برای ما غير قابل باور باشد. (عباس كيارستمی) ### سينما پديده جالبی است چراكه قادر است تا جنبه ميرای زندگی را ضبط كند. (ژان لوك گدار) ### بهترين فيلم فيلمی است كه برای كر و لال ها ساخته شود. (سرگئی پاراجانف) ### آنان که نخواهند چیزی را تقلید کنند نمی توانند دست به خلق چیزی بزنند. (سالوادور دالی) ### زندگی گره ای نیست که در پی گشودن آن باشیم، زندگی واقعیتی است که محکوم به تجربه آن هستیم. (سوزان کی یر گارد) ### سینما آشکار نمی سازد بلکه پنهان می دارد. (کارل تئودور درایر) ### سينما توهم بزرگي است که واقعي تر از خود واقعيت مي شود. (لوئیس بونوئل)

لیست خداحافظی (باکت لیست)

فیلم باکت لیست درباره دو پیرمرد است که در اتاقی در بیمارستان روزهای آخر زندگی خود را سپری می کنند. یک روز یکی از آنها می گوید که این آخر عمری کارهایی را انجام بدهند که تا حالا آرزوی انجام دادن  آنها را داشته اند. در پی این تصمیم اتفاقاتی در سراسر فیلم رخ می دهد که هم خنده دار است و هم جای تامل و تفکر دازد. گفتگوی زیر صحبتی است پیرامون این فیلم با دو بازیگر اصلی آن، جک نیکلسون و مورگان فریمن.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سوال: ایا بازی کردن دراین فیلم این احساس را در شما به وجود نمیاورد که  دارید با مرگ خودتان دست و پنجه نرم می کنید؟ یا شما از آنها چشم پوشی می کنید  وقتی که دارید فیلمی درباره مرگ می سازید؟

مورگان فریمن: فکر می کنم چیزی که شما در حال انجام دادن هستید، در هر موقعیت بازیگری، فقط بازیگری است نه بیشتر. شما سعی نمی کنید که ان شخصیت را در خودتان بگنجانید، اگر این کار را بکنید، آنوقت خودتان را در رنجی عمیق قرار می دهید. بازی کردن شخصیتی که دارد میمیرد یا قرار است که بمیرد، ما فقط نقشش را بازی می کنیم و هیچ گونه احساس مرگی در خود ما به وجود نمی آید. حالا شاید بگویید که پس فیلم درباره چه هست؟ من منطق این فیلم را دوست دارم. فیلم درباره زندگی است نه درباره مرگ.

جک نیکلسون: بله درست می گوید. این همان جمله ای است که اولین بیننده ها گفتند. "فیلم درباره زندگی است". حسی درون فیلم است که من آن را دوست دارم و آن این است که شما با دیدن فیلم به فکر زمان مرگ خود می افتند. این ترس ناشناخته تو را تحریک می کند. من به سخنرانی های زیادی رفته ام که این موضوع را مورد بحث قرار اده اند. سوالی که قبل از شما از ما پرسیده شد این بو که آیا تاثیرات این فیلم با شما خواهد ماند؟ ما میخواستیم اگر چه این رویکردی کمیک است ولی ما میخواستیم که فیلم کمی همنوایی  داشته باشیم . فکر می کنم به خاطر این باشد که این مسائل درونی هستند، اینها مکالماتی هستند که ما مخفیانه با خودمان انجام می دهیم. مطمئنا شما تا بحال در مراسم تششیع جنازه شرکت کرده اید و این سوال را از خود کرده اید که چطور میتوانم با مرگ کنار بیام؟ شما تمثال بزرگی مثل این فیلم را می خواهید که بعضی وقت ها در فکر من هم هست. همه ما یک جور هستیم و هیچ فرقی با هم نداریم.

 

سوال: چطور ریتم بازی با یکدیگر را به دست آوردید؟ ایا شما بیشتر از آنکه فیلم نامه بود همدیگر را تحت فشار قرار دادید؟

مورگان فریمن: من از همان اول داشتم یک جورایی با جک می رقصیدم. من ریتم کارش را بلدم و چیزهایی زیادی درباره بازیگری او می دانم که همه ینها را فقط از تماشا کردن فیلم هایش به دست آورده ام.

جک نیکلسون: هدف کلی من به عنوان بازیگری این نقش این است که او را تحت فشار قرار دهم تا او را راضی به رفتن به گردش کنم. فکر می کنم هر دوتای ما به اندازه کافی حرفه ای برای انجام این کار باشیم. اولین باری که او را دیدم بهش گفتم "چیزی بهت می گم که شاید کسی تا حالا بهت نگفته باشد. من فکر می کنم که تو جیمز دین مدرن هستی" او گفت "چی؟" من گفتم " من درباره یک ویژگی جیمز دین صحبت می کنم. سینما وجود دارد، بازیگری وجود دارد" دین این کیفیت را داشت. مورگان کار زیادی را برای این فیلم انجام داد در حالی که شاید لازم نبود.

 

سوال: آیا هر کدام از شما لیست باکتی داشته اید؟ چیزهایی در ان لیست بوده که بخواهید انجام بدهید؟

جک نیکلسون: من دوست دارم که اهرام ثلاثه مصر را ببینم.

مورگان فریمن: فکر می کنم همه ما یک باکت لیست خصوصی را داریم. شاید آنها روی کاغذ نوشته نشده است و شما آن لیست را جایی نوشته اید. من همیشه  درحال تغییردادن آنها هستم.

 

سوال: آیا در هنگام  کار اوقات خوبی را گذراندید؟

مورگان فریمن: ما با هم به کنار دریاچه برای ماهیگیری رفتیم. تجربه جالبی را ان شب داشتیم. و قتی داشتیم بر می گشتیم مردم دورمان جمع شدند و از ما امضا و عکس می خواستند. من از ازدحام جمعیت فرار کردم، چون از امضا دادن متنفرم.

جک نیکلسون: درست می گه. مورگان از ایستادن متنفره. من هم شب جالبی را با مورگان آن شب گذراندم.

 

سوال: صادقانه به ما بگویید که، شخصیت شما چقدر به شخصیت های درون فیلم نزدیک است؟

مورگان فریمن: خوب نمی دانم. هیچ وقت یک مکانیک نبوده ام. بله چیزهایی هست که همیشه می خواستم داشته باشم. وقتی در نیروی هوایی بودم یک تکنسین الکترونیک بودم. سراسر زندگی ام یک بازیگر بوده ام، یا به عبارتی یک متظاهر. فکر نکنم که خیلی به شخصیت درون فیلم نزدیک باشم  و بزنم به تخته هنوز با اینکه 62 ساله و سیاهپوست هستم همچنان درسالم و سرحل هستم.

جک نیکلسون: (خطاب به مورگان فریمن ): واقعا؟

مورگان فریمن: بله. من زندگی راحتی دارم  و واقعا به مانند فیلم نیستم.

 

سوال: چیزی هست که بنا بر میل شما نباشد؟

مورگان فریمن: سوال سختی است به خاطر اینکه چیزهای زیادی وجود دارد. من یک فیلم نامه ی ماندلا را دارم، و می خواهم آن را سال آینده اجرا کنم. واقعا می خواهم آن را انجام بدهم . 15 سال است که دنبال این کار هستم. واقعا آدم کاملی است.

جک نیکلسون: کی آن را نوشته است؟

مورگان فریمن: هنوز کسی ان را ننوشته است.

 

سوال: شما درباره تصمیم شخصیت های فیلم درباره مرگ خودشان چه فکری  دارید؟

مورگان فریمن: از شخصیت جک در فیلم رهایی از شاوشنک یادم هست  که خطاب به من  گفت " دوست داری مشغول مردن باشی یا مشغول زندگی " و تصمیم آن بو که مشغول زندگی کردن باشم.

جک نیکلسون: ما می دانستیم که باید فیلم را قابل باور می ساختیم. و کار خوبی از کار در آمد.

 

 

ترجمه

فرید عباسی

 

 

 

نوشته شده توسط آرش سیاوش در ساعت 9:19 | لینک  |